ملا محمد مهدي النراقي ( مترجم : مجتبوي )
436
جامع السعادات ( علم اخلاق اسلامى ) ( فارسي )
« أَيَّتُهَا الْعيرُ انَّكُمْ لَسارِقُونَ » 12 : 70 . ( يوسف ، 70 ) « اى كاروانيان شما دزدانيد [ 1 ] » . پرسيدند . فرمود : « آنان يوسف را از پدرش دزديدند [ امّا جام ملك را ندزديدند ] ، مگر نمىبينيد كه وقتى [ برادران يوسف ] گفتند : چه گم كرديد ، گفتند : جام پادشاه را گم كردهايم ، و نگفتند : شما جام را دزديديد . آنها يوسف را از پدر دزديده بودند « . و نيز دربارهء قول إبراهيم عليه السّلام : « فَنَظَرَ نَظْرَةً فِى النُّجُومِ . فَقالَ انّى سَقيمٌ » 37 : 88 - 89 ( صافات ، 88 و 89 ) « پس نظرى به ستارگان كرد و گفت : من بيمارم » . پرسيدند ، فرمود : « إبراهيم بيمار نبود و دروغ هم نگفت ، قصدش اين بود كه در دين خود بيمار است ، يعنى مرتاد [ 2 ] ( جوينده ) است » . راه تعريض و توريه : اين است كه گوينده با مخاطب به لفظى سخن گويد كه در آن دو احتمال برود يكى غير مطابق با واقع كه احتمالش ظاهرتر باشد و مخاطب گفتهء وى را بر اين معنى حمل كند ، و احتمال دوم كه مطابق با واقع و مراد گوينده است ، چنان كه از خبر « احتجاج » [ كه نقل شد ] برمىآيد . مثلا : اگر ظالمى تورا بجويد و تو در خانه ات باشى و نخواهى بيرون آيى ، به كسى مىگويى انگشت خود را در جايى بگذارد و بگويد : او اينجا نيست . و اگر سخن ناسزائى دربارهء كسى گفته باشى و به او رسيده باشد ، و بخواهى بدون آنكه دروغ بگوئى دل او را خوش كنى ، بگو : خدا نخواسته باشد كه من چنين بگويم يا پناه به خدا اگر چنين گفته باشم يا بگو : تو بالاتر از آنى كه چنين سخنى دربارهء تو بتوان گفت ، و امثال اينها . از آنچه كه گفته شد معلوم است كه هر تعريضى ( كنايه و توريه ) كه براى غرض باطلى گفته شود در جايز نبودن مانند تصريح است ، زيرا ديگرى را به گمان دروغ مىاندازد . بلى ، گاهى سخن سربسته و كنايه و توريه براى غرضى اندك و
--> [ 1 ] بايد توجه كرد كه اين سخن يوسف نيست بلكه آيه چنين است : ثم اذن مؤذن أيتها العير انكم لسارقون . [ 2 ] مرتاد ، نعت فاعلى از ارتياد : به معنى جستجو و طلب كردن .